محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6610

تاريخ الطبرى ( فارسي )

همى كشتند و اسير گرفتند . ياران ابو احمد از هر سوى فاجران را در ميان گرفتند . در آن روز خداى چندان كس از آنها بكشت كه به شمار در نيامد ، همانند آن نيز ، در جوى كور از آنها غرق شد . ياران موفق همه شهر فاسق را به تصرف آوردند و مردان و زنان و كودكان مسلمان را كه در آنجا اسير بودند نجات دادند . همه عيالان على بن ابان مهلبى و نيز دو برادرش خليل و محمد را با سليمان بن جامع و فرزندانشان به دست آوردند و آنها را به شهر موفقيه بردند . فاسق با ياران خويش به همراه مهلبى و پسرش انكلاى و سليمان بن جامع و تنى چند از سرداران زنگى و غير زنگى فرارى شدند و سوى محلى رفتند بر كنار نهر سفيانى كه فاسق آن را به فرض سقوط شهر ، پناهگاه خويشتن و يارانش مىشمرده بود . وقتى خبيث هزيمت شد ، ياران ابو احمد كه ظفر يافته بودند در خانهء مهلبى كه در دل نهر ابو الخصيب بود بماندند و به غارت كردن آنچه در خانه بود و سوختن خانه و اطراف آن سرگرم شدند و به طلب غارت پراكنده شدند ، باقيماندهء اموال خبيث و ياران وى در آن خانه فراهم آمده بود . ابو احمد با كشتى به آهنگ نهر سفيانى روان شد ، ( 657 لؤلؤ نيز با ياران سوار و پيادهء خويش با وى بود و از باقيمانده سپاه جدا شد كه پنداشتند كه بازگشته ، آنها نيز با آنچه به تصرف آورده بودند به كشتيهاى خويش بازگشتند . موفق با همراهان خويش به اردوگاه فاسق و ياران وى رسيد كه به حال هزيمت بودند ، لؤلؤ و يارانش به تعقيب آنها رفتند تا از نهر سفيانى گذشتند ، لؤلؤ با اسب خويش وارد نهر شد يارانش نيز از پى وى عبور كردند . فاسق برفت تا به نهر قريرى رسيد ، لؤلؤ و يارانش به نيز به او رسيدند و با وى و همراهانش نبرد آغاز كردند و پسشان راندند كه به هزيمت برفتند و ياران لؤلؤ به تعقيبشان بودند تا از نهر قريرى گذشتند . لؤلؤ و ياران وى از پى زنگيان عبور كردند و آنها را به طرف نهر مساوان راندند كه از آن گذشتند و آن سوى نهر به كوهى پناه بردند . اين كار را منحصرا لؤلؤ و يارانش بدون سپاه ديگر كرده بودند و آخر